
سرمایه اجتماعی، پیری جمعیت و بیکاری تحصیل کردگان؛
مشــکلات اقتصاد ایــران، تنها از دل سیاســت های اقتصادی ناقــص یا تحریم ها نشــأت نمی گیرند.
بلکه بسیاری از چالش های جدی امروز اقتصاد، ریشه هایی عمیق تــر در لایه هــای اجتماعی دارنــد.
از تضعیف ســرمایه اجتماعی و بحــران بی اعتمــادی عمومی تا سونامی ســالمندان و بیکاری مزمن فارغ التحصیلان، چالش هایــی پدید آمده اند که بــدون درک صحیح از پیوند اقتصاد و جامعه، راهی بــرای برون رفت از آن ها متصور نیست.
این گزارش، سه بحران عمده اجتماعی را اقتصاد ایران را که مستقیما هدف گرفته اند، واکاوی می کند.
اقتصــاد ایران، آینه تمام نمــای چالش های چندبعدی
در شرایطی که نگاه ها بیش از هر چیز متوجه نوسانات نــرخ ارز، تورم مزمــن، رکود تولید و تحریم هاســت، برخــی از ریشــه های عمیق تــر بحران اقتصــادی از دید تحلیل گــران و حتی سیاســت گذاران پنهان مانده اند.
تزلزل شــاخص های کلان اقتصادی، در بسیاری از موارد نه تنها محصول سیاســت گذاری های غلــط، بلکــه نتیجه مستقیم ناکارآمدی در سایر حوزه ها، به ویژه حوزه اجتماعی است.
مطالعات بین رشته ای در سال های اخیر نشان داده اند که اقتصاد، یک سیستم بســته نیســت؛ بلکه در تعامل تنگاتنگ بــا فرهنگ، سیاســت، جمعیت و روان اجتماعی عمــل می کند.
در ایــران نیز اکنون ســه ابرچالش اجتماعی شــامل کاهش ســرمایه اجتماعی، پیــری جمعیت و بیکاری فارغ التحصیلان، پیامدهایی گسترده برای اقتصاد به بــار آورده اند؛ چنان که ادامه نادیده گرفتن آن ها می تواند مسیر توسعه را برای دهه ها مسدود کند.
سرمایه اجتماعی؛ ســتون پنهان فروپاشی اقتصادی
سرمایه اجتماعی چیست و چرا مهم است؟
ســرمایه اجتماعی به شــبکه ای از اعتماد، مشارکت اجتماعی، انســجام ملی و همبســتگی میان نهادها و مردم اطلاق می شــود که در بطن هر جامعه ای جریان دارد.
اگر ســرمایه اقتصادی را ثروت، سرمایه انسانی را مهارت و دانش بدانیم، سرمایه اجتماعی همان چسب نامرئی جامعه است که کنش های اقتصادی را معنادار و امکان پذیر می سازد.
در کشــوری که مردم به نهادهای رسمی، دولت، سیاست گذاران، رسانه ها و حتی یکدیگر اگر کاملا ً اعتماد ندارند، هیچ بسته اقتصادی even — علمی و دقیق هم طراحی شده باشد— با موفقیت اجرا نخواهد شد.
چرخه بی اعتمادی و رکود
کاهش مشــارکت اقتصادی، افزایش تمایل به خروج سرمایه از کشور، رواج اقتصاد زیرزمینی و حتی گرایش به ســوداگری در بازارهای غیرمولد همچون ارز، طلا و مسکن، همگی پیامدهای کاهش ســرمایه اجتماعی هســتند.
به عبارت ســاده تر، زمانی که مردم احساس کنند تصمیم گیری ها شفاف، عادلانه و مبتنی بر منافع ملی نیست، نه تنها سرمایه گذاری نمی کنند، بلکه مسیر اقتصاد سالم را ترک کرده و به راه های غیررسمی روی می آورند.
از دید نهادهای بین المللی، سرمایه اجتماعی بالا به معنای ریســک پایین اقتصادی است.
به همین دلیل اســت که کشــورهایی با منابــع طبیعی کمتر، اما اعتماد اجتماعی بالاتر، توانســته اند به رشــدهای اقتصادی پایدار دست یابند.
فرار مالیاتی؛ نشانه ای از بی اعتمادی عمومی
در کشوری با سرمایه اجتماعی بالا، مردم با طیب خاطر مالیات می پردازند.
زیرا می داننــد این هزینه ها صرف رفاه اجتماعی و توســعه می شــود. اما در ایران، آمارها نشــان از فرار مالیاتی گســترده، عدم شفافیت مالی و نارضایتی شــدید مردم از شیوه تخصیص منابع دولتی دارند.
همین مسئله، دولت را مجبور به استقراض، خلق پول و در نهایت افزایش تورم می کند.
فساد؛ محصول کاهش همبستگی ملی
کاهش همبستگی اجتماعی همچنین به افزایش فساد سیستماتیک می انجامد.
شــبکه های رانتی، در غیاب نظارت عمومی و رسانه های آزاد، قدرت می گیرند.
این امر اعتماد مردم را به شایسته ســالاری از بین می برد و انگیزه برای فعالیت مولد اقتصادی را به شــدت کاهش می دهد.
پیری جمعیت؛ بمب ســاعتی زیرســاختار اقتصادی ایران
زنگ خطر جمعیت شناسی
بر اســاس داده های رســمی، در حالی که در ســال ۱۳۸۵ تنهــا ۷ درصد جمعیت ایران ســالمند بودند، این عدد در ســال ۱۴۰۰ به بیش از ۱۰ درصد رسید و پیش بینی می شود در ســال ۱۴۳۰، حدود ۲۵ درصد جمعیت ایران بالای ۶۰ سال سن داشته باشند.
افزایش نسبت سالمندان به جمعیت فعال، نه تنها چالش های بهداشــتی و رفاهی ایجاد می کند، بلکــه تعادل نظام اقتصادی را نیز به هم می زند.
فشــار بر صندوق های بازنشســتگی و نظام بودجه ای
در ســال های آینده، صندوق های بازنشســتگی ایران با خطر ورشکســتگی مواجه خواهند شــد.
هم اکنون بسیاری از این صندوق ها — مانند صندوق بازنشستگی کشــوری و تأمین اجتماعی— برای پرداخت حقوق مستمری بگیران به منابع بودجه عمومی وابسته اند.
با کاهش جمعیت شاغل و افزایش مستمری بگیران، این نسبت به شدت منفی خواهد شد.
تغییــر در الگوی مصــرف و کاهش تقاضای اقتصادی
افزایــش ســالمندان در جامعــه، موجــب تغییر در الگوی مصرف می شــود؛ نیاز به کالاهای سرمایه ای و فناوری محور کاهش یافته و تقاضا برای خدمات درمانی و حمایتی افزایش می یابد.
این تغییرات، سرمایه گذاری در صنایــع پویا را کاهــش داده و اقتصاد را به ســمت ایستایی سوق می دهد.
کاهش بهره وری و نوآوری
جمعیت پیر، با ســرعت پایین تر در پذیرش فناوری، ریســک گریزی بیشــتر و انعطاف کمتر، توان نوآوری در اقتصاد را کاهش می دهد.
علاوه بر این، مشــارکت اقتصادی سالمندان پایین تر است و دولت نیز با کاهش درآمدهای مالیاتی ناشــی از کاهش اشتغال، با کسری بودجه بیشتری مواجه خواهد شد.
بیکاری دانشگاهیان؛ اتلاف سرمایه انسانی و جهش مهاجرت نخبگان
شکاف میان آموزش و بازار کار
بر اســاس آمار رســمی، نرخ بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی در ســال ۱۴۰۳ حدود ۱۱.۳ درصد اعلام شده است، در حالی که نرخ بیکاری عمومی حدود ۷.۶ درصد بوده.
این شکاف، نشان دهنده عدم تطابق جدی بین نیاز بازار کار و محتوای آموزش عالی است.
بیکاری تحصیل کردگان و اثرات اقتصادی آن
ادامه بیــکاری فارغ التحصیلان منجر به فرســودگی سرمایه انسانی - افزایش اشتغال کاذب و غیرتخصصی- افزایش فشار بر بازار مشاغل ساده کاهش انگیزه برای تحصیل و نوآوری - کاهش نرخ مشــارکت اقتصادی جوانان می شود.
در واقع، بیکاری در این قشر، مستقیما بر بهره وری ملــی، تقاضای موثر و رشــد اقتصادی اثر منفی دارد.
فرار مغزها؛ ضربه نهایی به اقتصاد
ایران یکی از بالاترین نرخ هــای مهاجرت نخبگان در منطقه را دارد.
متخصصان جوان، در نبود فرصت های شغلی متناسب، مســیر مهاجرت را انتخاب می کنند.
این موج، نه تنها سرمایه انســانی را نابود می کند، بلکه سرمایه اجتماعی و امید به آینده را نیز تضعیف می کند.
اقتصاد ایران به بازسازی اجتماعی نیاز دارد، نه فقط بسته های مالی
ریشــه بحران اقتصادی ایران را بایــد در نقاط اتصال اقتصاد با جامعه جســتجو کرد.
بدون اعتماد، انسجام اجتماعــی، سیاســت گذاری جمعیتی هوشــمند و نظام آمــوزش منطبق با واقعیت بــازار، حتی بهترین برنامه های اقتصادی نیز محکوم به شکســت خواهند بود.
«روزنامه اقتصاد ملی - 12 خرداد 1404»