اقتصاد ایران که سال هاست با عدم اطمینان دســت و پنجه نرم می کند، پس از جنگ ۱۲ روزه وارد فاز شدیدتری از نااطمینانی شده و مساله نااطمینانی بیش از هر زمان دیگری به دغدغه ای عمومی بدل شده است.

 

 

 

 

 

 

نااطمینانی برخلاف بسیاری از شــاخص های اقتصادی کــه تنها در نمودارهــا و ارقام نمایان می شــوند، واقعیتی عینی و ملمــوس در تجربه زیســته اســت.

 

این پدیده به مثابه یک اختلال فراگیر نه تنهــا بازارها را متلاطم می کند بلکه به عمق روابط اجتماعی، تصمیم های فردی و امنیت روانی جامعه نفوذ کرده است.

 

ریشه های نااطمینانی در ایران ترکیبی از عوامل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی اســت؛ از نرخ های بالای تورم، نوسانات ارزی و بی ثباتی سیاست های اقتصادی گرفته تا تحریم های بین المللی، تنش های منطقه ای و نبود افق روشن در سیاستگذاری های داخلی.

 

 

این نااطمینانی صرفا به معنای ندانستن آینده نیست بلکه به معنای زندگی در وضعیتی است که آینده ممکن است بدتر از امروز باشد.

 

در چنین شــرایطی برنامه ریزی برای زندگی عادی- از اجاره خانــه و خرید کالاهای ضروری گرفته تا پس انداز، سرمایه گذاری، یا حتی ماندن یا رفتن از کشور ـ به مساله ای بغرنج و پرهزینه تبدیل می شــود.

 

مردم نمی دانند قیمت ها در هفته آینده چقدر خواهد بود، سیاست ها چگونه تغییر می کنند و مهم تر از همه، آیا اساسا آرامشی در افق قابل تصور اســت یا نه.

 

با توجه به پیچیدگی ها و پیامدهای چندلایه این وضعیــت، گفت وگو با اقتصاددانانی که نگاه اجتماعی دارند، می تواند تصویر دقیق تری از وضعیت عمومی جامعه ترسیم کند.

 

مصاحبه با دکتر زهرا کریمی، استاد اقتصاد و پژوهشگر مسائل اجتماعی، فرصتی بود برای واکاوی ابعاد انسانی و ساختاری نااطمینانی در جامعه ایران؛ گفت و گویی که در آن اقتصاد، جامعه، روان انسان ها و تجربه روزمره به هم پیوند می خوردند.

 

 

زهــرا کریــمی عضــو هیات علــمی دانشــگاه مازنــدران و متخصــص اقتصاد توسعه در گفت وگویی با نگاهی دقیــق و تجربه محــور، تنش های بین المللی و به تبع آن تحریم ها و تورم مزمــن و بالا را یــکی از مهم ترین منشــأهای نااطمینــانی در ایران دانســت.

 

او توضیح داد که چگونه افزایش مداوم قیمت ها، قیمت های نسبی کالاها را بر هم زده و مردم را در موقعیتی قرار داده که توان پیش بینی و برنامه ریزی ساده ترین امور روزمره را نیز از دست داده اند.

 

وی به ویژه بر تاثیر ســنگین تورم بر بازار اجاره مســکن تاکید کرد؛ جایی که خانوارهای متوسط دیگر قادر به پرداخت اجاره های سنگین نیستند و ناچارند به حاشیه شهرها مهاجرت کنند، با صرف ســاعت ها وقت و هزینه برای رفت وآمد.

 

به گفته کریمی، این وضعیت نه تنها معیشت بلکه سلامت روانی و انسجام اجتماعی را به شدت تضعیف کرده است.

 

این استاد دانشگاه همچنین به رشد نگرانی ها درباره آینده اشاره کرد که زمینه ساز افزایش میل به مهاجرت در میان اقشار مختلف جامعه شده است.

 

او باور دارد که فرار سرمایه انسانی و مالی از کشور، مستقیما ناشی از ناامنی اقتصادی، تورم، و فقدان افق روشن در سیاست داخلی و خارجی است.

 

کریمی تاکید کرد که راهی ساده برای عبور از این بحران وجود ندارد اما کاهش تنش های داخلی، تنش زدایی در عرصــه بین المللی و احیــای اعتماد عمومی، پیش شرط هرگونه بازگشت به آرامش است.

 

 

اهمیت بنیادین نااطمینانی در زندگی اقتصادی

 

کریــمی در ابتدای گفت و گو بــه جایگاه ویژه مفهــوم نااطمینانی در علم اقتصاد اشــاره کرد و گفت: نااطمینانی از مباحث بسیار مهم در اقتصاد و همچنیــن دیگر حوزه های علوم اجتماعی مانند جامعه شناسی، روانشــناسی و مدیریت است.

 

این موضوع از دیرباز مورد توجه بوده و در شرایط امروز، اهمیت بیشتری یافته است.

 

وی با اشاره به دیدگاه یکی از چهره های برجسته تاریخ اندیشه اقتصادی اظهار داشت: جان مینارد کینز جمله ای بسیار دقیق و به یادماندنی دارد که می گوید: تنها چیز قطعی در جهان، وجود عدم قطعیت است یعنی عدم قطعیت و نااطمینانی جزئی جدانشــدنی از واقعیت زندگی بشر است، از جمله در حیات اقتصادی جوامع.

 

این اســتاد دانشگاه ادامه داد: البته میزان مشخصی از نااطمینانی برای هر جامعه قابل تحمل است و درواقع افراد و نهادها می توانند در برابر برخی سطوح از عدم قطعیت تا حدودی تاب آوری نشان دهند اما زمانی که نااطمینانی از یک آســتانه مشخص عبور کند و به ویژه به حوزه هایی که برای معیشــت و ثبات ضروری هستند گسترش یابد، آنگاه نه فقط زندگی فردی و خانوادگی بلکه کل ساختار اقتصادی نیز با خطر فروپاشی و افول مواجه خواهد شد.

 

کریمی در پایان این بخش از گفت و گو تاکید کرد: درک ژرف تر از مفهوم نااطمینــانی و تاثیرات آن، به ما کمک می کند تا بتوانیم تصمیمات خردمندانه تری برای کاهش مخاطرات اقتصادی در سطح سیاستگذاری و زیست روزمره اتخاذ کنیم.

 

در بخش های بعدی، تلاش می کنــم ابعــاد مختلف این مفهــوم را از منظرهای گوناگون مورد بررسی قرار دهم.

 

 

تورم، منبع آشوب در نظم اقتصادی

 

کریــمی در ادامه بحث خود به یکی از عوامل اصلی تشــدید نااطمینانی در اقتصاد اشاره کرد و گفت: یکی از مهم ترین پدیده هایی که نااطمینانی را در زندگی اقتصادی تقویت می کند، تورم است.

 

زمانی که نرخ تورم بسیار پایین و کنترل شده باشد مانند آنچه برای سال های متمادی در کشورهای اروپایی یا ایالات متحده مشــاهده شــد مردم با یک فضای نسبتا با ثبات مواجه هستند.

 

در چنین شرایطی، تورم زیر ۲ درصد باقی می ماند و قیمت کالاها طی سال ها تغییرات اندکی دارد. وی افــزود: برای نمونه اگــر فردی در چنین اقتصادی برای ســال ها سیب را با قیمت یک یا دو یورو خریداری می کند، این ثبات قیمتی باعث می شود بتواند به درستی هزینه های زندگی خود را پیش بیــنی و برنامه ریزی کند.

 

درآمدها و مخارج به خوبی قابل محاســبه هستند و نسبت قیمت ها بین کالاها هم دچار آشــفتگی نمی شود.

 

به گفته ایــن اقتصاددان، در ایران وضعیت کاملا متفاوت اســت: در کشــور ما، با تورم هایی بالاتر از ۳۰ یا حتی ۴۰ درصد در ســال های اخیر مواجه بوده ایم.

 

چنین سطحی از تورم، نه فقط قیمت ها را به صورت دائم دستخوش تغییر می کند بلکه قیمت های نسبی میان کالاها را نیز به هم می ریزد.

 

در نتیجه نظم اقتصادی دچار فروپاشی و زندگی افراد با شوک های پیاپی مواجه می شــود.

 

کریمی با اشاره به تجربه عمومی خانوارها در این شرایط گفت: هر بار که به فروشگاه های بزرگ برای خرید مراجعه می کنیم، از جهش قیمت کالاها حیرت زده می شویم.

 

بسیاری از کالاها ظــرف مدت کوتاهی بــا جهش های قیمتی رو به رو می شــوند و این مساله برای قشر وسیعی از مردم که درآمدهایشان متناسب با تورم تعدیل نمی شود، فشار مضاعف ایجاد می کند.

 

این اقتصاددان خاطرنشان کرد: جز گروه بسیار کوچکی از افراد که از تورم سود می برند، اکثریت جامعه از این بی ثباتی آسیب می بینند.

 

بنابراین تورم نه فقط یک مســاله اقتصادی بلکه یکی از منابع اصلی تولید نااطمینانی و فرسایش اعتماد عمومی است.

 

 

تورم و زوال اعتماد اجتماعی

 

کریــمی در ادامه به پیامدهای اجتماعی تورم اشاره کرد و گفت: شاید بدترین بخش تاثیر تورم بر زندگی مردم، جهش شدید اجاره بها باشد.

 

بسیاری از خانوارهای طبقه متوسط، حتی از ابتدای قرارداد اجاره، با نگــرانی ماهانه برای پرداخت اجاره های ســنگین مواجه بــوده و در عین حــال، دائم در اضطراب هستند که صاحب خانه در پایان سال چه میزان قصد افزایش مبلغ اجاره را دارد.

 

وی افــزود: در ســال های اخیر، این وضعیت به مهاجرت قشــر متوســط از مناطق شهری به حاشیه شهرها منجر شده است.

 

این گروه اکنون باید ساعت های طولانی را در مسیر رفت وآمد به محل کار بگذرانند.

 

در کلانشهرهایی مانند تهران، هزینه هــای حمل و نقل نیز به شــدت بالا رفته و بسیاری از مناطق از دســترسی ســاده به مترو یا اتوبوس محروم هستند.

 

مجموع این عوامل فشار سنگینی بر معیشت شهروندان وارد کرده است.

 

کریمی در ادامه به تجربه کشورهای غربی نیز اشاره کرد و گفت: در کشورهای اروپایی و آمریکا که تا سال ها با تورم بسیار پایین زندگی می کردند، پــس از جنگ اوکراین که به جهش قیمتی دامن زد، بسیاری از مردم واقعا درمانده شدند.

 

آنها نگران بودند که آیا خواهند توانست قسط های بانکی را پرداخت یا خانه شان را حفظ کنند.

 

همین وضعیت، موجب شد کنترل تورم به اولویت اصلی دولت ها تبدیل شــود.

 

به باور این اقتصــاددان، پیامدهای تــورم فقط مادی نیســت.

 

او گفت: در شــرایط تورمی، همه چیز مبهم و نامطمئن می شود و این نااطمینانی، اخلاقیات را نیز تضعیف می کند.

 

افراد تصور می کنند مورد فریب یا غارت قرار گرفته اند؛ از خریــد در مغازه گرفته تا تعامل با نزدیک ترین دوستان.

 

این وضعیت، حس بی اعتمادی را گسترش می دهد و سرمایه اجتماعی را تضعیف می کند.

 

او ادامه داد: در تورم های بالا، همه چیز به نظر می رســد در حال فروپاشی است: مردم به اصول اخلاقی کمتر پایبند می مانند، انســجام اجتماعی از بیــن می رود، اعتماد افراد به یکدیگر و به آینده سست می شود.

 

این وضعیت فقط به گرانی مربوط نیست بلکه ترکیبی از فشار مالی، ناامیدی روانی و بی ثباتی عمومی اســت که به شدت همدیگر را تشدید می کنند.

 

 

نااطمینانی و موج مهاجرت

 

ایــن اقتصاددان در ادامه گفت و گو، به یکی از پیامدهای مستقیم نااطمینانی اقتصادی و اجتماعی در کشــور پرداخت و تصریح کرد: یکی از نتایج آشــکار افزایش عدم قطعیت، تشدید گرایش به مهاجرت است.

 

وقتی مردم احساس می کنند آینده کشــور مبهم یا حتی خطرناک تر از امروز است، به طور طبیعی تلاش می کنند راهی برای رهایی از این وضعیت بیابند.

 

وی ادامه داد: در سال های اخیر حتی شاهد آن هستیم که برخی ایرانیانی که قبلا مهاجرت کرده اند اما همچنان خانه شان را در ایران حفظ کرده بودند و مرتب به کشور رفت وآمد داشتند، حالا با افزایش نگرانی ها از جمله قطعی آب و برق، احتمال جنگ، یا تشدید تنش های سیاسی، دیگر رغبتی برای بازگشت موقت نیز ندارند.

 

کریمی تاکید کرد: این وضعیت نه تنها مهاجرت اقشار تحصیلکرده و جوان را تشدید کرده بلکه حتی افرادی که سال ها با عشق و تعلق خاطر به کشورشان زندگی کرده اند نیز اکنون با احساس خطر مواجه بوده و برای آینده خود و فرزندان شان نگران هستند.

 

برخی افراد عملا به هر قیمتی می کوشــند کشور را ترک کنند.

 

وی همچنین از مهاجرت به کشورهایی مانند ترکیه سخن گفت و افزود: گرچه ترکیه امروزه خود با بحران های اقتصادی دست و پنجه نرم می کند اما برای بسیــاری از ایرانی ها که به دنبال حداقلی از امنیت و ثبات هستند، مقصدی قابل قبول به شمار می رود.

 

این روند نشان می دهد که وضعیت ایران، به ویژه در ابعاد روانی و اجتماعی، دچــار یک نوع فروپاشی اعتماد عمومی شده است.

 

کریمی با لحنی هشدارآمیز افزود: مجموعه این شرایط، زنگ خطری جدی برای اقتصاد، جامعه و حتی امنیت ملی است.

 

وقتی مردم نسبت به آینده احساس بی اعتمادی می کنند، حس تعلق شان به وطن نیز تضعیف می شود.

 

در نتیجه تلاش برای ساخت آینده ای بهتر جای خود را به تلاش برای فرار از آینده می دهد.

 

او در پایان تاکید کرد: اولین اولویت هر انســانی در هر کجای دنیا، امنیت است و پس از آن رفاه.

 

اگر این دو مولفه در خطر باشند، انسان ها برای بقا تلاش می کنند به مکان هایی پناه ببرند که خطر کمتری داشته باشد.

 

در دنیای امروز هیچ جا کاملا بدون ریسک نیست اما به نظر می رسد شرایط ایران به ویژه با تورم بالا و تنش های داخلی و خارجی، بیش از حد نااطمینان شده است.

 

 

راه دشوار خروج از نااطمینانی

 

این اقتصــاددان در جمع بنــدی گفت و گو به ریشــه یابی وضعیت کنونی نااطمینانی در کشور پرداخت و تصریح کرد: می خواهم این بحث را با دو پرسش به پایان ببرم:

 

اول اینکه چرا ما به این سطح از نااطمینانی رسیدیم؟

 

و دوم اینکه آیا راهی برای خروج از این وضعیت وجود دارد یا نه؟

 

قطعا هیچ راه ساده ای وجود ندارد اما قطع امید هم راه حل نیست.

 

وی با اشاره به نقش تنش های بین المللی در گسترش نااطمینانی خاطرنشان کرد: تحریم های اقتصادی، فضای جنگی اخیــر و مجموعه ای از فشارهای خارجی، کشور را در معرض ریسک های بالایی قــرار داده اند.

 

گرچــه توقف فعلی جنگ تاحدودی از شدت بحران کاسته اما آسیب های آن باقی مانده و ترمیم آن نیازمند زمان و برنامه ریزی اســت.

 

کریمی ادامه داد: در این سال ها دو نگاه متفاوت در سیاســتگذاری وجود داشــته است: گروهی معتقد بودند که می توان با پیگیری نوعی سیاست خارجی خاص، بازدارندگی و امنیت ایجاد کرد اما گروهی دیگر هشدار می دادند که این مسیر ممکن است نه تنها بازدارنده نباشد بلکه ریسک ها را افزایش دهد.

 

این اختلاف دیدگاه در ســطوح تصمیم گیری، مسیر پرهزینه ای را رقم زد.

 

وی تغییر تصویر جهانی نسبت به ایران را در نتیجه بحران های خاورمیانه، یکی از عوامل فشار در دو سال اخیر دانست و افزود: در حوزه بین المللی، مسائل مربوط به سوریه، لبنان، فلسطین و عراق و یمــن و به نــوعی کل خاورمیانه بــرای ایران هزینه های زیادی را در پی داشــته است.

 

اولویت دادن بــه بازدارندگی در عرصــه روابط بین الملل منجر به خارج شدن توسعه از اولویت های اصلی کشور شد همچنین باعث شد که سرمایه گذاری در زیرساخت ها، حمایت از بخش خصوصی و کاهش ریسک محیط کسب و کار نادیده گرفته شود.

 

کریمی با تاکید بر اینکه راهکار ساده ای وجود ندارد، گفت: با این حال، یک مسیر روشن پیش روی ماست: کاهش تنش های داخلی، بهبود ارتباط میان دولت و مردم، افزایش اعتماد عمومی و در نهایت، حرکت به ســوی تنش زدایی در سیاست خارجی.

 

اگر این مسیر دنبال شود، می توان امیدوار بود که ایرانیان مهاجر به کشور بازگردند، سرمایه و دانش خود را بــه کار بگیرند و افرادی که مانده اند نیز با اطمینان بیشــتری فعالیت کنند.

 

او در پایان اظهار داشــت: ایجاد آرامش، رفع تحریم ها، و بازسازی اعتمــاد، پیش نیازهای اســاسی عبور از وضعیت فعلی هستند.

 

هرچند دشوار اما این مسیر تنها راه برون رفت از نااطمینانی فزاینده ای است که اقتصاد، جامعه، و آینده ما را در برگرفته است.

 

 

«روزنامه جهان صنعت - 15 مرداد 1404»

   تاریخ ثبت: 1404/05/15     |     |